داستانک.شعر.دانلود
تو نظرات یه یادگاری واسم بزار
درباره وبلاگ


به علت بارش بی وفایی، جاده عشق لغزنده است، لطفا با محبت حرکت کنید !!!




با همه تبادل لینک میکنم/اونایی هم که دوست ندارن مشکلی نیست...

بهم نظر بدین...منتظر نظرتونم
آخرین مطالب
پیوندها
لوگو
داستانک.شعر.دانلود
آمار وبلاگ
  • تعداد بازدیدکنندگان: 106529

پودر سفید کننده دندان پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 3 شهریور ماه سال 1390 :: 23:25 ::  نویسنده : hamraze_eshgh
تو ازم بدت میاد

تو ازم بدت میاد  و حق داری چون    کسی مث من از زشتیا تو چشات نخوند

حتی اگه نفرت داریحق داری چون   مریضم از دکتر همیشه بدش میاد

درخ هرچی قد می کشه خمتر میشه    ماهم داشتیم اشتب ای دنیا ورسمشه

ماهم کم مشنکوبیدیم تو دیوار مث ممل   گاهی  ده تا گفتیم یکی توش بود عمل

تو ازمن بدت میادمنم از خیلیا   ولی حق  بده تو از چی و من از چیا

من از دشمنی که بینما  مشترکه   تو از منی که واسه اونا سم مهلکه

تو از کسی که میدونی پای حرفش مونده  جز اون چیزی که تجربهکرده نخونده

واسه بچه  بیس چار ساله که دلیلی نداش    جای داف و درکه تو بند خط بشماره

دلیلی نداش که باهمهسرشاخ بشه    به طنابی چنگ بزنه که سیم خارداره

بعد ده سال ساز وتاول سر انگشت   بشی سیبل تیر و کیسه واسه مشت

بشی رپر، تازه اونم از نوعی که   بگی چی؟ حال نمی کنم با این مردیکه

بگی  چی دلش خوش و بیرون گود ؟   ابله درد تو یکی منو نموده

اصن تو هیچی همه کسمن اونجان   تو فک کردی  که تا ابد میمونم اینجا

فک کردی که نمی شدمث این اسکولا    تو ایران حال کنم وبیزینسم اینجا

اگه نه که یه پااینجا ویه پا دبی بود    از اکس و پارتی وقر کمر می خوند

جای ندا از سوسنخانوم می خوندم   که تو حال کنی و بگی ازخنده مردم

ما راهی رو رفتیم که توش برگشتی نی    پشت سرت خون ریخته چه برگشتنی

تو ازم بدت میاد ومتنفری          یه روز می فهمی روزیکه این صدا زنده نی

که به هر قیمتی حالکنی خوش باشی    من وتو مث میخ و سنگیم برو خوش باشی



تو ازم بدت میاد حقداری چون    کسی مث من از زشتیا تو چشاتنخوند

حتی اگه نفرت داریحق داری چون   مریضم از دکتر همیشه بدش میاد

چهارشنبه 2 شهریور ماه سال 1390 :: 17:16 ::  نویسنده : hamraze_eshgh
تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته            جهانی که هرانسانی تو اون خوشبخته خوشبخته
جهانی که تو اون پول ونژادو قدرت ارزش نیست     جواب هم‌صدایی‌ها پلیس ضِد شورش نیست
نه بمب هسته‌ای داره، نه بمب‌افکن نه خمپاره      دیگه هیچ بچه‌ای پاشو روی مین جا نمی‌زاره
همه آزاده آزادن، همه بی‌درد بی‌دردن                 تو روزنامه نمی‌خونی، نهنگا خودکشی کردن
جهانی را تصور کن، بدون نفرت و باروت                بدون ظلم خود کامه، بدون وحشت و تابوت
جهانی را تصور کن، پر از لبخند و آزادی                 لبالب از گل و بوسه، پر از تکرار آبادی



         تصور کن اگه حتی تصور کردنش جرمه          
   اگه با بردن اسمش گلو پر میشه از سرمه
تصور کن جهانی را که توش زندان یه افسانه‌س
   تمام جنگ‌های دنیا، شدن مشمول آتش‌بس
کسی آقای عالم نیست، برابر با هم‌اند مردم 
   دیگه سهم هر انسانِ تن هر دونه‌ی گندم
بدون مرزو محدوده، وطن یعنی همه دنیا
     تصور کن تو می‌تونی بشی تعبیر این رویا

چهارشنبه 2 شهریور ماه سال 1390 :: 17:11 ::  نویسنده : hamraze_eshgh
عشق من


عشق من ناز نکن عمر ما پایان میگیره

یه روزی دست زمونه ترو از من میگیره

وقتی تنهام با تو بودن واسه من زندگی

تورو دیدن توروخواستن رو کی از من میگیره

عشق من قلب این عاشق با تو اروم میگیره

همه ناله های من از اون تگاهت دوریه

تورودیدن تو رو خواستن تو رو هر جا مییبینم

بی تو و عشق تو و من همیشه تنها میمونم
عشق من عاشقتم تکرارت هر شب عادته

همه حرفام به خدا از عشق و از سخاوته

با تو بودن توی دنیا واسه من نهایته

عشق من بی کسیو شب با تو پایون میگیره

همه رگهام از حرارت نگات خون میگیره

با تو بودن توی دنیا واسه من نهایته

تو گمون کردی بری خاطره هاتم میمیره

روزهای رفته برام رنگ سیاهی میگیره

اگه صد بهارو پاییز واسه تو گریه کنم

نمیتونم که تو رو همیشه از یاد ببرم

من همون عاشقتم تا که چشام بارونی

همه ناله های من ازاون نگاهت دوریه

با تو بودن توی دنیا واسه من نهایته

عشق من بی کسیا شب با تو پایون میگیره

همه رگهام از حرارت نگاهت خون میگیره

با تو بودن توی دنیا واسه من نهایته

چهارشنبه 2 شهریور ماه سال 1390 :: 17:08 ::  نویسنده : hamraze_eshgh
صدام غم داره


صدام غم داره چشام نم داره

بازم این خونه تورو کم داره

دوباره جای تو اینجا سبزه

دوباره شونم داره می لرزه

دوباره تلخم تو اینجا نیستی

می دونم بی من تو تنها نیستی

دیگه دستامون رفیق هم نیست

دیگه لبخندت با هام هم دم نیست

اگه برگردی شبا می میرن

نگات غم هامو ازم می گیرن

اگه برگردی ترانه میشم

پر آوازم تو باشی پیشم

کنارم نیستی چه دورم از تو

ندارم برق توی چشماتو

سراپا رگبار سراپا دردم

تو هر خوابی پیت می گردم